] نمي شود نوشت ... [
مي آيم
از بلندي ها
از دامنت كه افتاده زير پا
تا سقوط
سقط جنين كلمات
در جدول هاي ناتمام
ومويه هاي عزاداران ،
در قبيله هاي ناشناخته
از تاريخي گمُ
ودموكراسي هاي دم دمي مزاج
به سليقه هاي قابله
باكودكان بي سر
وپستا ن هاي خشك
نقش روسپيان پير
با خال هاي معوج
تا اين خليج گيج
قيقاج برود سرم
از نقشه هاي اطلس
شكل هندوانه هاي قاچ
سرخ ....
زرد ....
سپيد...
مي نويسم كه تب دارم وُ هذيان ...
با تيتر مجله هاي كهنه ي آلماني
از جنگ هاي اتمي
در اتاق هاي 3در4
با ضرب موسيقي كلمات
مثل دو ..دوتا ...چهار تا
نمي شود روي اين صندلي راحتي نشست
مي ايستم
ايست
بازرسي نمي شوم
دائم الخمر همين كلمات مي نويسم
مي آيي ...،
در من افتاده بچه هايي
بي دست ،
بي پا،
مردعنكبوتي ...
اسپارتاكوس ...
جنگ وصلح
نمي شود نوشت
مي آيم وُاتاق را جارومي زنم
از جنگ هاي اتمي ،
از گلادياتورها،
دزدها....
سياست مدارها...
من مي مانم وُتو
استكاني خالي ،
وكاغذ هايي مچاله
|
+| نوشته شده توسط
حسین دیلم کتولی . در سه شنبه هفدهم مرداد 1385
|