تبليغاتX
سایه های باد -
شعــــر و داستـــان
 

]خودكشي[....

 

 

راست ودروغ اين قضيه

 

به من ربطي ندارد

 

من فقط طناب را دور گردنم مي اندازم

 

يا اين دانه هاي سياه را زير دندانم فشار

 

وصيت نامه هم كه لازم نيست

 

وقتي مُردم بگذار دنيا را آب ببرد

 

من را خواب

 

قبض تلفن مي ماند وُ

 

اين جارويي كه كنج اتاقم خاك

 

زن همسايه كه در غياب شوهرش

 

مرتب از پنجره سرك مي كشيد

 

شما هم برويد توي روزنامه جار بزنيد:

 

مردي خودش را كشت

 

كش دادن ماجرا

 

اجاره ي خانه ايست كه به جايش لوازمم را ضبط كرده اند

 

شما هم دنبال وصيت نامه ام

 

هي... ناز صاحب خانه را مي كشيد

 

من حالا هم هيچ چيز تازه اي ندارم

 

 برويد پي كارتان....

 

بلاخره شما از دروغ گفتن خسته مي شويد 

 

 

|+| نوشته شده توسط حسین دیلم کتولی . در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385  |
 
 
بالا